یک داستان باستانی: یک شیطان جوان دوان دوان نزد اربابش می آید. با لرزش و هیجان
به شیطان پیر می گوید، "باید فورا کاری انجام شود، زیرا روی زمین یک مرد حقیقت را یافته است! و وقتی مردم حقیقت را بدانند، چه بر سر شغل ما می آید؟"
پیرمرد خندید و گفت، "بنشین و استراحت کن و نگران نباش. ما مراقب ...
برای خواندن این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید!
ادامه مطلب
